سلام ! بعد از مدتها دلم خواست سري به وبلاگهاي برو بچ بزنم که حالم گرفته شد آخه اکثرشون يه جورايي از نااميدي و تنهايي و ... نوشتن . خوب که فکر کردم به اينجا رسيدم که هر کدوم به قول خودشون عشق ناموفقي داشتن . به خاطر همين کنجکاو شدم و نگاهي به لاگهاي عشقولي انداختم ولي يکي از يکي بدتر بود _ آقاهه يا خانومه از نوشته هاش معلوم بود که دست به هر کاري زده و آخر سر نفرين هم کرده . خلاصه به جايي نرسيدم . تا اينکه بعد از چند روز که تو سايت دانشگاه نشسته بودم به يه جاهايي رسيدم . تو اين پست يه چيزايي براتون مي ذارم و اگه مشکلي پيش نيومد ادامه مي دم . از همين حالا بگم که من نقل قول مي کنم و هيچ علمي تو اين زمينه ندارم . اول يه سئوال ؟ خيلي از شماها حداقل براي يک بار هم شده يه حسي داشتين که اسمش رو گذاشتين عشق ! ولی آیا تا حالا به اين موضوع فکر کردين که اصلا عشق چيه ؟ و چرا دچار اين احساس هاي خاص مي شين که خيلي چيزا براتون مهم مي شه و گاهي باعث پيشرفت شما و گاهي هم خيلي خطرناک مي شه ؟ من يه تعريف خيلي ساده براي عشق دارم ! به نظر من عشق يعني نهايت دوست داشتن . اما خب مشکل اينجاست که خيلي از ما ها وقتي با جنس مخالف مي گرديم قلبمون شروع مي کنه به تند زدن طوري که مي خواد از جاش در بياد و خيلي سريع يه احساس وابستگي پيش مياد . تو اين جور مواقع شب و روزتون مي ريزه به هم . جدي اين واقيعته ! دلت مي خواد همش ببينيش ! بي تاب مي شي و ... لباس پوشيدنش حال ملتو به هم مي زنه ولي تو به دلت مي شينه و کلي حال مي کني که طرف خوش تيپه و ... اينجاست که فکر مي کني عاشق شدي ! يه چند وقت مي گذره تا اينکه اين عشق آتشين در يک آن از بين مي ره چون يه دختر خوشگل و جيگر و نازو هلو و ماماني يا يه پسر قد بلند و شيک و خوشگل و پول دار ديدي که حال مي ده ازش آويزون بشي و اون بدبخت بيچاره اولي روکه بد جوري هم دلشو شکستي رو ول مي کني . واسه اين که به خوبي به هم بزني ميايين يه مشت اراجيف و چرت و پرت به هم مي بافين که آره مامانم راضي نيست يا به درد هم نمي خوريم ... معذرت مي خوام که اين طوري شد . نمي خواستم اذيتت کنم ... از طرفي هيچ وقت نمي خوان کسي رو اذيت کنن . اما وقتي که با کارهاشون آدمو زجر و آزار مي دن براي توجيح کاراشون اون زبونهاي درازشون رو به کار مي ندازن و شروع مي کنن آدم رو پدرانه نصيحت کردن و وقتي که روح آدم رو آزار مي دن مي گن معذرت مي خوام نمي خواستم اين جوري بشه و به سرعت از صحنه جنايت فرار مي کنن ! و فکر مي کنن که همه چي تموم شده . اما واقعا اين احساس که قدرتمند شروع مي شه و به سرعت سرد مي شه اسمش عشقه ؟ نه ! اين احساس اسمش شيفتگي هست . شما شيفته طرف شدين ! به خاطر زيبايي ، نوع حرف زدن و نوع برخورد در شما اين احساس علاقمندي پيش مياد و به سرعت تقويت مي شه و شما فکر مي کنيد که عاشق شدين . در صورتي که اين جور احساسات نهايت دوامش 4 ماه يه خورده بيشتر يا کمتره و بعد فرد دچار بي تفاوتي مي شه که اين بي تفاوتي مي تونه ورود فرد جديد يا خيلي چيزاي ديگه باشه . خب بريم سراغ بعضي از آدما که تعداد اين افراد تو جامعه ما به سرعت داره رشد مي کنه ! يه دل و صد دلبر . بعضي از خانم ها و آقايون هم زمان (عاشق) چند نفر مي شن ! به همه اون چند نفر هم مي گن دوست دارم ، عاشقتم ! واسه همه اين چند نفر هم محدوديت مي ذارن که بايد قسم بخوري با هيچ دختر يا پسري نباشي و تحمل غير اين رو هم ندارن و به صورت خيلي احمقانه عين لاستيک ماشين واسه خودشون زاپاس درست مي کنن ! تا با اون تموم مي کنه سريع يکي ديگه . خيلي جالبه ! ازشون هم مي پرسي مي گن مثلا 4 تا تيريپ love دارم! اين جور آدما چند دسته هستن که يک سري هاشون مريض هستن و به خاطر مشکلاتي که براشون پيش اومده با قرباني کرن اين افراد خودشونو خالي مي کنن ! با اين دسته کاري نداريم . اما يه دسته از اين جور آدما چون احساس زرنگي مي کنن و فکر مي کنن همه خر هستن و خودشون خيلي زرنگ هستن و هيچ کي هم نمي فهمه شروع به بازي دادن مردم مي کنن ! پسره مي گه دختر ها احمق هستن و اصلا دختر ارزش اينو نداره که باهاش باشي يه کي ديگه : only sex, love!! که اگه دوست داشته باشه مي مونه و گرنه هري ! خب اينم عشق نيست ! اين هوسه ! با اين همه به همه احساس دوست داشتن دارند . خب تا همين جا کافيه . چيه ؟ آره ادامه داره ولي قول نمي دم ! |